در بخش نخست سخنان حجتالاسلام والمسلمین حامد کاشانی در نهمین جلسه از سلسله منبرهای «فضائل امیرالمؤمنین(ع)» در حرم مطهر رضوی، جایگاه تعفف، حفظ عزت نفس و بینیازی مؤمن از مردم مورد توجه قرار گرفت. وی با تبیین تفاوت میان پرهیز از وابستگی به مردم و درخواست از خداوند، تأکید کرد که انسان در نگاه توحیدی، نیازمند مطلق خداوند است و در مسیر بندگی باید مقصد اصلی نیازهای خود را درگاه الهی قرار دهد. کاشانی در ادامه، با اشاره به جایگاه اهلبیت(ع) به عنوان پناهگاه مؤمنان، «پناه بودن» را از ویژگیهای اساسی امامت دانست و توضیح داد که این پناه تنها به شیعیان محدود نمیشود، بلکه حتی مخالفان نیز در مواقعی از پناه و حمایت اهلبیت(ع) برخوردار شدهاند. همچنین در بخش نخست سخنان وی، به جایگاه ویژه امیرالمؤمنین(ع) به عنوان پناهی برای مؤمنان و حتی پناهگاه ائمه اطهار(ع) اشاره شد؛ موضوعی که در ادامه سخنرانی، با تبیین جلوههایی از اخلاق و سیره امیرالمؤمنین(ع) دنبال شد.
امام، پناه بیپناهان
حجتالاسلام والمسلمین حامد کاشانی در ادامه، به تعبیری از صحیفه سجادیه درباره جایگاه امام اشاره کرد و گفت امام «پناه و حفاظ» کسی است که به او پناه میبرد و مانند ریسمانی محکم، انسان را از سقوط حفظ میکند.
وی با بیان اینکه امامت مجموعهای از ویژگیهای اساسی همچون عصمت، علم و معرفی از سوی پیامبر(ص) است، تأکید کرد: یکی دیگر از این ویژگیها، پناه بودن امام است. اگر امام علم داشته باشد، اما پناهگاه نباشد، یکی از شئون اساسی امامت در او تحقق پیدا نکرده است. حجتالاسلام کاشانی در ادامه با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) اظهار کرد که اگر امامی که مردم بتوانند به او پناه ببرند وجود نداشته باشد، نظام عالم استمرار پیدا نمیکند. از این منظر، پناه بودن امام با اصل هدایت انسان و استمرار نظام امامت ارتباط دارد.
وی در پایان این بخش، با اشاره به روایتی از امام رضا(ع) در خطاب به امیرالمؤمنین(ع)، بر جایگاه ویژه آن حضرت تأکید کرد؛ آنجا که امام معصوم تصریح میکند کسی را بهتر از امیرالمؤمنین(ع) برای پناه بردن نمیشناسد. کاشانی این تعبیر را نشانهای از عظمت جایگاه امیرالمؤمنین(ع) دانست و گفت: کرامت اینجاست که کسی که امام رضا(ع) به او پناه میبرد، همان کسی است که خداوند او را پناهگاه ما قرار داده است؛ بنابراین، امیرالمؤمنین(ع) تنها پناه انسانهای گرفتار نیست، بلکه پناهگاهی است که خود اهلبیت(ع) نیز جایگاه آن را به رسمیت شناختهاند.
امیرالمؤمنین(ع)؛ پدر یتیمان و پناه بیپناهان
کاشانی در ادامه با اشاره به جلوهای از اخلاق امیرالمؤمنین(ع)، به روایتی از کتاب شریف کافی پرداخت و گفت: هنگامی که برای امیرالمؤمنین(ع) عسل، انجیر و زیتون به عنوان خراج میآوردند، حضرت آنها را میان مردم تقسیم میکرد. برای تقسیم این اموال، افرادی که در میان مردم شناختهشده بودند و نقش واسطه و امین محلهها را داشتند، مأمور میشدند سهم مردم را به خانههایشان برسانند.
وی افزود: امیرالمؤمنین(ع) در این میان تأکید میکرد یتیمان را جداگانه صدا کنند و نزد ایشان بیاورند. وقتی یتیمان میآمدند، حضرت خود به آنان عسل میداد و ظرف را به دهانشان نزدیک میکرد تا از آن بخورند. این صحنه برای کسانی که حضرت را با ابهت و صلابت میدانهای جنگ میشناختند، بسیار متفاوت بود؛ همان امیرالمؤمنینی که در میدان نبرد هیبتش سرداران را تحت تأثیر قرار میداد، در برابر کودکان یتیم با نهایت مهربانی رفتار میکرد.
کاشانی با اشاره به تعجب اطرافیان از این رفتار حضرت اظهار کرد: از امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند چرا سهم یتیمان را جدا میکنید و خودتان با دست به آنها غذا و عسل میدهید؟ حضرت در پاسخ فرمود: «إنّ الإمام أبوالیتامی»؛ امام، پدر یتیمان است. سپس توضیح داد که مردمِ دارای پدر و مادر، وقتی خوراکی یا هدیهای به خانهشان میرود، پدر و مادرشان آن را میان آنان تقسیم میکنند، اما یتیم پدر ندارد و من پدر او هستم.
وی ادامه داد: این روایت تصویری از نسبت امام با همه کسانی است که او را مولا و سرپرست خود میدانند. امام پناه همه مؤمنان است و در حقیقت، نسبت او با مردم، نسبتی فراتر از یک حمایت ظاهری است؛ امام، پناه و پدر معنوی انسانهاست.
امام؛ پناه خانواده شهدا و همه مؤمنان
کاشانی در ادامه با تبیین مفهوم ولایت و سرپرستی امام، به جایگاه اهلبیت(ع) در حمایت از مؤمنان و بهویژه یتیمان و فرزندان شهدا اشاره کرد و گفت: امام، پدر معنوی همه کسانی است که او را مولا و سرپرست خود میدانند. از همین رو، در مواجهه با فقدان پدر برای فرزندان شهدا، مسئله تنها جبران مادی نیست؛ چراکه هیچ مال و امکاناتی نمیتواند جای خالی پدر را پر کند. آنچه در منظومه ولایت میتواند این فقدان را معنا کند، پیوند معنوی با امام و برخورداری از پناه و سرپرستی اوست.
وی با اشاره به جایگاه امام زمان(عج) در این نسبت افزود: امام، پناه و سرپرست یتیمان و فرزندان شهداست و این سرپرستی، جلوهای از همان ولایت و پناهی است که اهلبیت(ع) برای مؤمنان فراهم کردهاند.
کاشانی تأکید کرد: وقتی از امیرالمؤمنین(ع) به عنوان مولا و سرپرست مؤمنان سخن میگوییم، مقصود صرفاً یک عنوان یا تعبیر تشریفاتی نیست. ولایت، به معنای عهدهداری و حمایت از مؤمن است. انسانِ برخوردار از ولایت، خود را بیپناه و رهاشده نمیبیند و میداند در سختیها و گرفتاریها میتواند به امام خود رجوع کند.
وی در ادامه به سخن پیامبر اکرم(ص) درباره جایگاه ولایت امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد و گفت: پیامبر(ص) خود را نسبت به مؤمنان از آنان سزاوارتر دانسته و پس از خود، امیرالمؤمنین(ع) را مولا و سرپرست آنان معرفی کرده است. امام صادق(ع) نیز در تبیین این سخن، بر جنبه سرپرستی پیامبر(ص) نسبت به مؤمنان تأکید کرده است؛ به این معنا که مؤمنان در برابر مسائل و مسئولیتهایی که از عهده آنان خارج است، بیپناه رها نمیشوند و ولیّ آنان عهدهدار حمایت و سرپرستی آنان است.
بر این اساس، کاشانی ولایت امیرالمؤمنین(ع) را امتداد همان پناهی دانست که انسان مؤمن در مسیر زندگی و بندگی به آن نیاز دارد؛ پناهی که در پرتو آن، مؤمن خود را صاحب و سرپرست میداند و در برابر دشواریها، احساس بیپناهی نمیکند.
بشارت غدیر؛ مؤمن بیپناه نیست
وی با اشاره به پیام غدیر گفت: روز غدیر در حقیقت بشارت خداوند به مؤمنان است که شما دیگر بیکس و کار نیستید، شما مولا دارید. اگر بدهکار باشید، کسی هست که سرپرستی شما را بر عهده بگیرد و اگر در گرفتاری بمانید، کسی هست که به او پناه ببرید.
کاشانی ادامه داد: البته این امید، به معنای بینیازی از توبه و عمل نیست. ما با همه بار گناهانمان امیدواریم خداوند در همین دنیا زمینه توبه و بازگشت ما را فراهم کند و در قیامت نیز زیر پرچم ولایت، خود را بیصاحب نبینیم.
وی در ادامه برای تبیین ارزش این پناه و ولایت، داستانی از یکی از یاران امیرالمؤمنین(ع) نقل کرد و گفت: روزی یکی از خادمان حضرت که مدت زیادی با عشق در خدمت ایشان بود، با پیشنهاد وسوسهانگیزی روبهرو شد. فردی ثروتمند به او پیشنهاد کرده بود در برابر رها کردن خدمت امیرالمؤمنین(ع)، هرچه میخواهد از مال، غلام، کنیز و باغ به او بدهد. خادم نزد حضرت آمد و ماجرا را بازگو کرد.
امیرالمؤمنین(ع) به او فرمود اگر این درخواست از سوی من باشد، مانعی برای رفتنت نیست؛ اما اگر به دلیل خستگی از همراهی و خدمت با ما میخواهی بروی، ما تو را مجبور به ماندن نمیکنیم. خادم آماده رفتن شد، اما حضرت او را فراخواند و فرمود: چون مدتی با ما بودهای، ما بیوفا نیستیم. سپس به او بشارت داد که در قیامت، پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) در جایگاه خود خواهند بود و کسانی که با آنان همراه بودهاند نیز به حرمت این همراهی مورد توجه قرار میگیرند.
کاشانی در پایان این بخش گفت: آن خادم وقتی این سخن را شنید، تصمیم خود را گرفت و گفت خدمت شما را با همه این ثروت دنیا عوض نمیکنم. این روایت به یادآور میشود که ارزش پناه و ولایت اهلبیت(ع) را نباید با هیچ منفعت دنیایی مقایسه کرد؛ چراکه کسی که خود را به این پناه سپرده، در حقیقت به چیزی تکیه کرده است که ارزش آن فراتر از همه داشتههای دنیاست.




نظر شما